X
تبلیغات
  2012 - تمدن و خدایان قوم مایا در آمریکا (2)

  2012

پالنکه:

 ایزد خورشید در معبد « پالنکهPalenque » ( معبد خورشید ) نیز نقشى دیده مى شود که به ایتسامنا شباهت دارد، و احتمالا ایزد خورشید است. ایتسامنا همچنین بزرگ ترین ایزد مایاهاى یوکاتک بود. «لاس کاساسCasas Las » معتقد است که این ایزد پدر ایزدان و آفریننده بشر و همه چیزها بوده است. وى مظاهر گوناگون با نام هاى مختلف داشته است. وى سرور روز و شب نیز به شمار مى رفت. ایتسامنا دو نام گلیفى نیز دارد. وى ایزد حامى روز « آهاو Ahau »، آخرین و مهم ترین روز از ماه بیست روزه تقویم مایا بود. درباره ایزد خورشید و ایزد بانوى ماه باید گفت که بسیارى از قبایل مایا همچون یوکاتک، « موپانMopan »، لاکاندون، چورتى، کلچى و غیره فکر مى کردند که ایزد خورشید همسر ایزد بانوى ماه است و این دو را به هم ربط داده اند. این دو ایزد درمیان گروه هاى مختلف مایا اسامى متفاوت داشتند. با توجه به منابع موجود فقط مایاهاى تسوتسیل فکر مى کردند خورشید پسر ماه است. مایاهاى یوکاتان، تسلتال و « کانهو بالKanho bal » فکر مى کردند که خسوف و کسوف دعواى زن و شوهرى بین خورشید و ماه است. به همین دلیل در خلال کسوف و خسوف در همه جا طبل مى نواختند و فکر مى کردند با ایجاد سر و صدا مى توانند وضع خورشید و ماه را به حالت همیشگى درآورند. ایزدان خورشید و ماه از خدایان مهم آسمانى بوده اند و روایات بسیارى در مورد این دو ذکر شده است. ایزد خورشید حامى شکارچیان نیز بود. هر دو از اولین ساکنان زمین بودند. همان طور که گذشت ایزد خورشید را یکى از مظاهر ایتسامنا به شمار مى آوردند که سرور روز نیز بود.

ایشچل : 

در یوکاتان ایزد بانوى ماه را « ایشچل Ixchel » مى نامیدند و ایزد بانوى زایش و درمانگرى نیز به شمار مى رفت. لاندا مى نویسد که جشنى براى این ایزد بانو در مقام ایزد بانوى درمانگرى برپا مى کردند و روز قبل از جشن رقصى به نام « رقص ماه » برپا مى شد. وى به طور کلى حامى زنان بود. او با دریاچه ها، چشمه ها و مخازن آب زیرزمینى قرابت داشت. وى عناوینى همچون مادر ما، مادر مقدس، مادربزرگ و معشوقه داشت. ایشچل همچنین همسر ایتسامنا نیز محسوب مى شد. وى هر چند نوار سر، از مار، نشانه ایزد بانوان را بر سر دارد، ولى در بعضى از مناطق سرزمین مایا، براى مثال در تاباسکو، اوسوما سینتاى میانه و جزیره « کوسوملCozumel » به عنوان ایزد اصلى پرستیده مى شد. او سرور تولد و صنایع دستى زنانه مثلا بافندگى بود و در این کار مانند « تلاسول تئوتل » و « شوچیکتسال » شریک ایزد بانوى جوان ماه « ایشچه بلیاشIxchebelyax » بود. ایشچل در تصویر نگاشت ها به صورت پیرزنى خشمگین نموده شده که دنیا را با سیل و طوفان خراب مى کند. معمولا وى را همراه با نماد مرگ و ویرانى تصویر کرده اند، ولى به نظر مى رسد که سوى مسالمت آمیز نیز داشته است. چون ایتسامنا، سرور آسمان بود و گاه گاهى به عنوان ایزد خورشید دیده مى شود، به نظر مى رسد که همسر وى، ایشچل، نیز ایزد بانوى ماه بوده است». علاوه بر این ایزدان، این قوم در حدود پنج ایزد ناهید داشت. شش صفحه از تصویر نگاشت در سدن درباره سیاره ناهید است. آیین سیاره ناهید به وسیله روحانیان اجرا مى شد و عامه مردم نقش چندانى در برگزارى آن نداشتند. مایاهاى کلچى و موپان این سیاره را « شولابXulab » مى نامیدند و وى را حامى شکار مى دانستند. گفته شده است که وى حیوانات وحشى را در محوطه حصاردار خاصى نگاه مى داشت و به کسانى که برایش سندروس بلورى مى سوزاندند اجازه مى داد تا آنها را شکار کنند، اما در میان ایزدان شکار مایاهاى یوکاتک نام این سیاره دیده نمى شود. کلچى ها سگى را به ستاره صبح نسبت مى دادند که پشت ایزد خورشید مى دود.

چاک، ایزد باران :

ایزد باران و آذرخش مایا، چاک نام دارد، ومانند همتایش تلالوک در مکزیک مرکزى، یکى از قدیمى ترین ایزدان امریکاى میانى محسوب مى شود. چاک که رد پایش را مى توان در هنر مایاى دوران پیشاکلاسیک ( قرن اول ق. م ) نیز دنبال کرد، هنوز هم در اسطوره هاونیایش هاى اقوام جدید مایا ستایش و پرستش مى شود». در رایش کهن نقش ایزدى دیده مى شود که به نام ایزد بینى دراز شهرت یافته است. بینى این ایزد خرطومى شکل و به طرف پایین خم شده، و از دهانش مانند دهان سرهاى مار هنرمایا، دندان گرازى بیرون زده است. این نقش ایزد باران و سبزى هاست که در مراحل بعد مایاها وى را چاک نامیده اند. شکل هاى مشابه این دو ایزد دیده شده است که مظهر خاصى از آنها را تجسم بخشیده و به وفور بر یادمان ها نقش بسته است. همچنین ایزدى با بینى انحنادار نیز شبیه چاک است که احتمالا ایزد باد یا ایزد آب را تجسم بخشیده است. چاک نیز طبق رسم ایزدان باران از کدوهایش باران مى فرستاد و با تبر خود آذرخش و رعد مى آفرید. تصاویر نماى شمالى معبد راهبه ها پوشیده از نقش این ایزد است. وى از ایزدهائى است که همواره بیشترین هدایا را دریافت کرده است. آیین وى به زمان هاى بسیار کهن باز مى گردد، اما بررسى هاى انجام شده نشان مى دهد که این آیین محدود به سرزمین هاى پست مایا بوده است. در ارتفاعات گواتمالا و چیاپاس باران را معمولا ایزدان کوه یا زمین مى فرستاده اند. همچنین به نظر مى رسد که چاک در رایش جدید بیش از دیگر ایزدان پرستیده مى شد، حتى در زمان فتح که تمام ایزدان نابود شدند، وجود داشته است. تصاویر وى بیشتر همراه با مارى دیده مى شود. در تصویرنگاشت مادرید، چاک روى مارى نشسته یا سوارى مى کند. مار نیز تجسم کننده باران است. لاندا در مورد چهار چاک که با جهات اصلى و رنگ هاى آن قرابت داشته اند نیز گزارش داده است. چاک در واقع ایزد آب، رعد و برق بود و به سرخپوستان کشاورزى را آموخت. حتى امروز نیز هم چنان که لاندا گزارش کرده است چهار چاک را با همان جهات و رنگ ها قبول دارند. مقر ایزد اصلى باران معمولا در دامنه آسمان بود و چاک هاى زیر دست وى در غارها، جنگل ها و چشمه ها به سر مى بردند. این ایزد نیز در مناطق مختلف سرزمین نام هاى متفاوت داشت. غوک ها و قورباغه ها با چاک قرابت داشتند و مهمانان و موسیقى دان هاى وى به شمار مى رفتند. اسطوره جالبى در این باره میان مایاهاى موپان که در جنوب هندوراس بریتانیا ساکن اند رایج است. مى گویند پسرکى براى چاک کار مى کرد. وى متأسفانه کدوى باران چاک را واژگون ساخت و تقریبا تمام دنیا را آب فرا گرفت. سپس کیسه باد را گشود؛ باد زوزه کشان در دنیا وزیدن گرفت. آن گاه قورباغه ها را از خانه چاک روفت زیرا خبر نداشت که آنها میهمانان و موسیقى دانان چاک هستند. در مناطق مختلف براى این ایزد آیین هاى مختلفى برگزار مى شد. به ویژه در ماههاى «چن Chen » و « یاش Yax » جشن هاى بزرگى براى ایزد باران برپا مى کردند که همراه با قربانى انسان بود.

کوکولکان: ایزد باد 

چنین گمان مى رود که در بعضى از مناطق فکر مى کردند باد نیز تحت کنترل ایزد باران است؛ زیرا معتقد بودند که آب موجب وزش باد مى شود، اما بعضى از پژوهشگران احتمال مى دهند که « کوکولکان » ایزد باد بوده است. بعضى از پژوهشگران نیز معتقدند ارتباط ایزد باران و ایزد باد چنان نزدیک است که در واقع ایزد باد تجلى خاص ایزد باران به شمار مى رود و حامى روز « مولوک Muluc» ( نهمین روز مایا ) بوده است.

آح مون، ایزد ذرت :

یکى دیگر از خدایان عمده مایاى کلاسیک وپساکلاسیک، « آح مونmun ـ Ah » ایزد ذرت، کشاورزى و حاصل خیزى بود. وى همچون جوانى است که سرش در میان شاخ و برگ ذرت احاطه شده است. نقش این ایزد در معبد اصلى کوپان دیده مى شود. در پیدراس نگراس نیز نقشى از ایزد ذرت به چشم مى خورد که برنیم تنه مادر زمین زانو زده و دانه هاى ذرت بر سرش مى افشاند. سر ایزد جوان ذرت نماد عدد هشت نیز هست. وى همچنین ایزد سبزى ها و رستنى ها به شمار مى رود و گیاه جوان ذرت از سرش بیرون زده است. وى گاهى « یوم کاش Yum Kax » نیز نامیده شده است. ایزد ذرت در تصویرنگاشت ها و نقاشى ها به صورت جوانى بسیار زیبا و با موهایى بلند نموده شده است. در تصویر نگاشت درسدن غالبا در پوشش سر او نشانه ویژه اش بچشم مى خورد. درباره چگونگى پدید آمدن ذرت در میان مایاها اساطیر مختلفى رایج است. در یکى از این اسطوره ها آمده است که ذرت در زیر صخره اى پنهان بود. ابتدا قشون مورچه ها آن را کشف کرد. تونلى در زیر صخره ایجاد کردند و غله را بر پشت گرفته و از آن جا بردند. روباه که همواره مى خواهد بداند همسایه هایش چه مى کنند، مورچه ها را دید که غله اى را بر پشت خود مى برند. در نتیجه همه فهمیدند و به زودى حیوانات دیگر و آدم ها این غذاى جدید را شناختند، ولى فقط مورچه مى توانست به محلى که ذرت بود، برود. آدم ها از ایزد باران خواهش کردند تا کمکشان کند. سه تا از ایزدان باران در این راه بسى کوشیدند، اما شکست خوردند. آن گاه رئیس ایزدان باران، کهن سال ترین آنان پس از امتناع فراوان سرانجام راضى شد تا مهارت خویش را بیازماید. وى دارکوب را به روى صخره فرستاد تا سست ترین نقطه آن را بیابد. پس از کشف آن نقطه به دارکوب گفت در گوشه اى پنهان شود. آن گاه با تمام قدرت خویش آذرخش را به آن نقطه سست فرستاد. صخره شکاف برداشت و تکه تکه شد. اما دارکوب به محض آن که آذرخش به صخره اصابت کرد سرش را بیرون آورد تا ببیند چه خبر است؛ تکه اى از صخره به سرش خورد و خون آمد. به همین علت سرش همواره قرمز است، اما ضربه آتشین چنان شدید بود که قسمتى از ذرت که تمامش سفید بود، سوخته شد؛ مقدارى آتش گرفت و رنگ بعضى از آنها در اثر دود تغییر یافت و بقیه سالم ماندند. به همین دلیل ذرت سفید، قرمز، سیاه و زرد وجود دارد. این داستان به صورت الگوریک در چیلام بالام نیز آمده است. در آن جا از سنگى نفیس نام برده شده که منظور همان یشم است، سنگى که در نوشتن الگوریک مکزیکى، همان خوشه ذرت قبل از رسیدن آن است. با شکافتن صخره ذرت متولد مى شود و الهى مى گردد.

اک چوا: ایزد بازرگانان در مظهر خود به عنوان ایزد جنگ :

از ایزدان دیگر مى توان از ایزد سیاه مرگ و جنگ موسوم به « اک چوایا ایک چوا Ek Chuah, Ik... » نام برد که حامى کاکائو و کسانى بود که این گیاه را مى رویاندند. این ایزد، بینى درازى داشت. وى ایزد بازرگانان نیز به شمار مى رفت. تصاویر او معمولا سیاه رنگ است. لاندا مى نویسد که بازرگانان هر شب به درگاه این ایزد دعا مى کردند تا سفرشان بى خطر باشد و به سلامت بازگردند. فقط در یکى از نقش ها وى همراه با ایزد ستاره شمال که راهنماى بازرگانان است دیده مى شود. در ماه « موآنMuan » ( پانزدهمین ماه مایا ) به افتخار وى جشنى برپا مى شد.

شمن اک: ایزد ستاره شمال :

ایزد ستاره شمال « شمن اک Xaman Ek » مى باشد، که فقط یکجا از وى به عنوان راهنماى بازرگان نامى به میان آمده است. به احتمال قوى این امر صحت دارد؛ زیرا این تنها ستاره درعرض جغرافیایى پتن و یوکاتان است که وضعیت آن در طول سال چندان تغییرى نمى کند و احتمالا ایزد حامى روز « چوئن Chuen » ( یازدهمین روز مایا ) بوده است.

ایش تاب: ایزد بانوى خودکشى :

« ایش تاب Ixtab» ایزد بانوى خودکشى است؛ زیرا مایاهاى کهن فکر مى کردند کسانى که خود را مى کشند مستقیما به بهشت مى روند. وى در تصویرنگاشت درسدن از آسمان آویزان شده است. چشمانش همچون کسى که مرده است، بسته شده و دایره اى سیاه که معرف متلاشى شدن جسد است بر گونه هایش دیده مى شود.

آح پوچ: ایزد مرگ : 

« آح پوچ Ah Puch » ایزد مرگ بود که هم به لحاظ شکل و هم به لحاظ قلمرو نمادین، به « میکتلان تکوتلى » در مکزیک مرکزى شباهت فراوان داشت. تصویر وى 88 بار در تصویر نگاشت ها آمده است. سر وى به شکل جمجمه است و ستون فقراتش دیده مى شود. اگر با گوشت تصویر شده باشد، دایره هاى سیاه بر آن دیده مى شود که احتمالا نشانه متلاشى شدن است. زنگوله هایى در موها یا مچ دست و پاى وى دیده مى شود. از این زنگوله ها که از مس یا طلاست در چشمه قربانى در « چیچن ایتسا » یافت شده است. وى ایزد حامى روز « سیمى Cimi » یعنى « مرگ » بود. با توجه به تصاویر چنین به نظر مى رسد که ایزدان زمین معمولا آدم سان بوده اند. یکى از این ایزدان «تولانتا Tulanta» بود که چورتى ها آن را مى پرستیدند. وى حامى حاصل خیزى و زندگى خانوادگى نیز به شمار مى رفت. به طور کلى مى توان گفت که ایزد جوان ذرت و کشاورزى به عنوان نماینده ایتسامنا بسیار محبوب بود، ولى نسبت به دیو نابود کننده که سرور دنیاى زیرین بود، قدرت کمترى داشت؛ این سرور دنیاى زیرین همچون اسکلت نموده شده است. وى نیز همچون چاک که با ایزد باد و باران قرابت داشت، با ایزد جنگ مرتبط مى شد و به کمک وى بود که قربانى انسان را کامل کرد. همراهان وى یک سگ و یک دیو اسطوره اى هستند. طبیعى است که در این ایزدان ماهیت ضد بشرى بیشتر است. بر عکس ایزد سیاه « اک چوا » که با دم عقرب نموده شده، از یکسو دیوى جنگجو و از دیگر سو حامى بازرگانان و رویندگان کاکائو است؛ ترکیبى که مى تواند تحت تأثیر مکزیکى ها قرار گرفته باشد؛ زیرا که بازرگانان آزتک و جنگجویانشان در یک ردیف بودند. وقایع نگار اسپانیایى موسوم به « لیثانا Lizana » گزارش مى دهد که در «ایسامال Izamal » واقع در شمال یوکاتان پنج معبد هرموار وجود داشته که به آیین ایتسامنا ( در دو مظهر آن )، ایزد خورشید، ماه و جنگ اختصاص داشته است. ایتسامنا در معبد جنوبى به عنوان شاهزاده خردمند پرستیده مى شد که خط را ابداع کرده و اهل وحى بود، و در معبد غربى به عنوان درمانگر و زنده کننده مردگانستایش مى شد، و به همین علت از مکان هاى دور و نزدیک به زیارتش مى آمدند. ایزد خورشید معبد شمالى « کینیچ کاکمو Kinich kakmo » نام داشت؛ زیرا فکر مى کردند به شکل « آرارا Arara » ( طوطى بزرگ امریکایى ) است که هنگام ظهر از آسمان پایین مى آید تا آتش قربانى را شعله ور سازد. به همین علت در معبد « تولوم Tulum» همچون موجودى بالدار که به طرف پایین شناور است، تصویر شده. چاک، ایزد معبد شرقى در ایسامال بیشتر به منزله ایزد آذرخش اعتبار داشت و حامى کاهنانى بود که در معبد وى مى زیستند. معبد ایزد جنگ در وسط قرار داشت و از معابد دیگر مهمتر بود. با ساختن ابزارهاى جنگى، این قوم که به دور شهرهاى خود حصارهاى مستحکم کشیده بودند، آیین هاى مسالمت آمیز را که قبل از هجوم تولتکها بر زندگى دینى آنان حکم فرما بود، کاملا پشت سر گذاشتند